فتنه خوارج و جنگ نهروان

  در اثناى زمانى كه اميرالمؤ منين على عليه السلام در كوفه منتظر انقضاى مدت قرارداد حكميت بود، تا مجددا به جنگ با معاويه اقدام كند؛ طايفه اى عباد و نساك از خواص اصحاب اميرالمؤ منين على عليه السلام به تعداد چهار هزار نفر با هم متفق و متحد شده از كوفه بيرون رفتند و حزب تشكيل دادند.
آنان با شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى به مخالفت با اميرالمؤ منين على عليه السلام برخاستند.
اى طايفه با تبليغات فراوان توانستند كه هشت هزار نفر ديگر را همفكر خود كنند و لشكر دوازده هزار نفرى فراهم آورند، در موضع حروراء
(1) اردو زدند و فردى به نام عبدالله بن كواء را امير خود قرار ساختند.
اميرالمؤ منين على عليه السلام عبدالله بن عباس را به سوى آنان فرستاد تا بپرسد چه مى گويند و چه مى خواهند! براى كدام مقصود اجتماع كردند
!...

ادامه نوشته

حوادث بعد از جنگ صفين

بعد از فريب اهل عراق به وسيله مكر و خدعه و جلوگيرى از پيروزى سپاهيان اميرالمؤ منين على عليه السلام و حميت نابخردانه ابوموسى اشعرى ، لشكر شام به شام و لشكر عراق به عراق مراجعت كردند و اميرالمؤ منين على عليه السلام در كوفه مستقر شد.
معاويه ، ضحاك بن قيس فهرى را كه از معارف لشكر او بود فرا خواند و خيل عظيمى از سواران شام به او سپرد و گفت : اى ضحاك از طريق سماوة به جانب كوفه برو و در راه هر چه را يافتى غارت و هر كسى از شيعيان على عليه السلام را ديدى به قتل برسان .
ضحاك با سواران خويش به منزل ثعلبيه رسيد و از آنجا در قطقطانه فرود آمد اميرالمؤ منين چون اين خبر را شنيد، يكى از فرماندهان خويش به نام حجر بن عدى كندى را با هزار سوار به آن ناحيه فرستاد، تا شر ضحاك را دفع كند؛ اما هنوز حجر بن عدى خود را به ضحاك نرسانده بود كه ضحاك به قبيله بنى كلب رسيده و مشغول قتل و غارت شد، و رئيس قبيله ثعلبيه به نام عمرو بن مسعود را كه از اخيار اصحاب اميرالمؤ منين على عليه السلام بود، كشتند، ضحاك وقتى از خبر آمدن حجر بن عدى با خبر شد به سربازان خويش گفت ...

ادامه نوشته

جنگ صفين و ماجراى حكميت

 

 

اميرالمؤ منين على عليه السلام در كوفه

 

حركت اميرالمؤ منين على عليه السلام به سوى كوفه
احمد بن اعثم كوفى مى گويد آنچه از اخبار مختلف شنيدم ، و چيزى كه بين همه راويان يكسان است اين است كه اميرالمؤ منين على عليه السلام وقتى از جنگ جمل و شرارت اهل بصره رهايى يافت ، منبرى گذاشت و خطبه اى از آخر الزمان ذكر كرد در پايان خطبه ، عمار ياسر و مالك اشتر و معارف صحافه به عنوان مشورت از حضرت سؤ ال كردند اميرالمؤ منين على عليه السلام قصد عزيمت به كدام جانب را دارد تا ما نيز مهيا شويم و در ركاب باشيم .
اميرالمؤ منين على عليه السلام فرمود: در اين زمان صلاح بر اين است به جانب كوفه رويم ، تا بعد مصلحت چه باشد
...

             به نقل از کتاب : 

                           جنگ هاى امام على عليه السلام در پنج سال حكومت ، مؤ لف : ابن اعثم كوفى مترجم : احمد روحانى

مدیر وبلاگ

ادامه نوشته

جنگ جمل و سرانجام آن

 

  در همين روزها على عليه السلام از مدينه خارج شده ، در سرزمين ربذه اقامت گزيد. وقتى خبر كشته شدن دوستان خويش را شنيد بلافاصله از ربذه به ذى قارحركت كرد. سپس فرزندش حسن بن على عليه السلام و عمار ياسر را به سوى كوفه فرستاد تا جنگ آوران كوفه را به كمك و يارى اميرالمؤ منين على عليه السلام بخوانند.
چون امام حسن عليه السلام و عمار ياسر مردم كوفه را به حمايت و نصرت على بن ابى طالب عليه السلام دعوت كردند، ابو موسى اشعرى كه امارت كوفه را داشت از جاى برخاست و گفت :
اى مردم كوفه از خدا بترسيد! و خويشتن را در هلاكت نيندازيد و بدانيد:
فمن يقتل مؤ منا متعمدا فجزاؤ ه جهنم خالدا فيها غضب الله عليه
...

                           به نقل از کتاب : 

                           جنگ هاى امام على عليه السلام در پنج سال حكومت ، مؤ لف : ابن اعثم كوفى مترجم : احمد روحانى

ادامه نوشته

آغاز مخالفت ها با على عليه السلام و شروع جنگ جمل

معرفت درشیعه 

آغاز مخالفت ها با على عليه السلام و شروع جنگ جمل


  عايشه پس از مراسم و مناسك حج به سوى مدينه روان شد، عبيد بن سلمة الليثى كه معروف به ابن ام كلاب بود، در نزديكى مدينه به استقبال عايشه رفت .
عايشه پرسيد: اخبار مدينه چيست ؟
عبيد گفت : عثمان را كشتند.
عايشه پرسيد: بعد از آن چه كردند؟
گفت : با على بن ابى طالب بيعت كردند.
عايشه گفت : اى كاش ! آسمان بر زمين مى افتاد تا چنين روزى را نمى ديدم و اين خبر را نمى شنيدم ، به خدا سوگند كه عثمان را به ظلم كشتند و خون او را بى جرم گناه ريختند. والله يك روز عمر عثمان از يك روز عمر على عليه السلام بهتر بود، تا خون عثمان را طلب نكنم از پاى ننشينم
...

ادامه نوشته

مرگ عثمان و خلافت حضرت على عليه السلام

 

معرفت در شیعه

مرگ عثمان و خلافت حضرت على عليه السلام

  مهاجرين و انصار و مردم ساير بلاد اسلام به دنبال كشته شدن عثمان در مسجدالنبى صلى الله عليه و آله اجتماع كردند تا تكليف خلافت و امامت را روشن كنند.اكثر مردم طالب خلافت و حكومت على بن ابى طالب عليه السلام بودند.در آن ميان ، عدى بن حاتم ، سعيد بن قيس ، ابوايوب انصارى ، عمار ياسر، ابوهيثم بن تيهان ، رفاعة بن رافع ، مالك بن عجلان ، خالدبن زيد به خلافت على عليه السلام راغب تر بودند و از ديگران علاقه بيشترى مى دادند.
پس عمار ياسر در آن اجتماع بزرگ با صداى رسا گفت :
اى گروه مهاجر و انصار! عثمان را ملاحظه كرديد كه در ميان شما چگونه زيست ! خويشتن را دريابيد كه بار ديگر با كسى چون او مواجه نگرديد، اينك على مرتضى عليه السلام در ميان شماست ، قرابت او با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سبقت او را در اسلام مى دانيد از تفرقه بپرهيزيد و در بيعت با او تعجيل كنيد...

 

ادامه نوشته

دنیا طلبی خواص

 

معرفت در شیعه

دنیا طلبی خواص

  ریشه فتنه ها را در عصر امیر المومنان باید در سالهای قبل جستجو کرد. سالهایی که جامعه تربیت یافته پیامبر اکرم (ص) با چشمان خود شاهد تقسیم نا عادلانه بیت المال بود . آن هم از سوی کسی که ادعای خلیفه بودن داشت . خلیفه پس از رسول خدا(ص) : «- ابوبکر در عصر خود (مدت کوتاه خلافتش) بیت المال را بین مردم بالسویه تقسیم می کرد و این کاری بود که در عصر پیامبر هم انجام می شد ...

 

ادامه نوشته