دنیا طلبی خواص
دنیا طلبی خواص
ریشه فتنه ها را در عصر امیر المومنان باید در سالهای قبل جستجو کرد. سالهایی که جامعه تربیت یافته پیامبر اکرم (ص) با چشمان خود شاهد تقسیم نا عادلانه بیت المال بود . آن هم از سوی کسی که ادعای خلیفه بودن داشت . خلیفه پس از رسول خدا(ص): «- ابوبکر در عصر خود (مدت کوتاه خلافتش) بیت المال را بین مردم بالسویه تقسیم می کرد و این کاری بود که در عصر پیامبر هم انجام می شد .
عمر با اجتهادات خود بین افراد مجاهد و غیره مجاهد و بین قبایل گوناگون ، مثلا میان اوس و خزرج و بین افراد مختلف تفاوت می گذاشت .مثلا قبیله اوس از در آمد بیشتری برخوردار بود تا قبیله خزرج .
عثمان این ضوابط را هم نادیده گرفت و کار را به صورت دلخواه انجام می داد . هر فردی که به او نزدیکتر بود یا زبان اعتراضش درازتر و تهدیدش برای او بیشتر بود ، از جیره و مواجب بیشتری برخوردار بود .
از این رو بزرگان و سردمداران قوم در عصر حضرت علی (ع) می خواستند یکی از دو روش به کار رود. یا روش عمر یا روش عثمان که در هر یک از دو صورت زندیگیشان سر و سامان بیشتری می یافت . ولی علی (ع) کسی نبود که به این مسایل تن در دهد و طبعا کار شکنی ها و برخوردها پدید می آمد . »(1)عوامل ضد انقلاب در حکمت علی (ع) –ص82
« عثمان حکومت ساده و بی ریای اسلامی را به سلطنت و اشرافیت تبدیل کرده بود ، طبعاً در سایه آن عده ای پست و مقام یافته و به زندگی و مادیات خود سر و وضعی داده بودند .علی دوباره می خواهد سر و وضع اسلامی را به حکومت بر گرداند ، عده ای از آن ناراحت می شوند و حتی آنها که خود از عوامل موثر در قتل عثمان بودند ، مدافع خون او می شوند . »(2) عوامل ضد انقلاب در حکمت علی (ع)ص-86
«امام علی (ع) عامل اصلی انحراف از حق را در عصر خویش (و طبعا در همه اعصار) حب دنیا و دلباختگی در برابر زرق و برق آن می شمارد و ریشه همه جنگ های خونین جمل، صفین و نهروان را در این موضوع می داند و بر این آیه شریفه تاکید دارد که سرای آخرت از آن کسانی است که که اراده برتری جوی و فساد در روی زمین رانداشته باشند . »
«همیشه برتری جویی ریشه همه جنگهاو نزاع های خونین را تشکیل می دهد ، هواپرستی و علاقه به فساد در زمین عامل اصلی نابه سامانی هاست و به همین دلیل تا با هواهای شیطانی مبارزه فرهنگی نشود و ایمان و اعتقاد راسخ سدی در برابر آن ایجاد نکند . ما همیشه شاهد جنگ های خونین و بی عدالتی ها در جامعه بشری خواهیم بود و حتی کسانی را خواهیم دید که تمام ارزش های انسانی و مفاهیم اخلاقی وعناوینی چون آزادی و حقوق بشر و... دست مایه خود برای وصول به به این اهداف قرار می دهند . »(3)پیام امام – جلد اول – صص 388-389
بسیارند افرادی که در ظاهر مسلمان و با ایمان که چون هواهای نفس و دلبستگی به دنیا سایه بر ایمان ضعیف آنها افکند ، ایمان را فدای دنیا و نفسانیات می کنند .
بسیاری از آنان که مانع رسیدن امام به حکومت بودند و مخالفت می کردند ، از حکومت عدل علی در هراس بودند خصوصا بزرگان قوم که از تقسیم عادلانه بیت المال متضرر می شدند، و امر موجب می شد تا چشم بر حقیقت ببندند . نظام طبقاتی عصر جاهلیت سعی در از میان بر داشتن آن داشت ، از سقیفه مجدداً احیا شد .همان جا که انصار و مهاجر فضایل خود را به رخ طرف مقابل می کشیدند ، و پس از آن توسط ابوبکر علیه هم می شوریدند و پس از آن با برخورد خلفا در تقسیم بیت المال به اوج خود رسید .عمر و عثمان ، به ویژه عثمان با خویشاوندگرایی خود و این که بیت المال را مال و دارایی خود می دانست ، موجب شد تا طبقاتی اشرافی و مرفه به وجود آیند که از بیم از دست دادن آن امتیازات و مقامات با عدل علی و حکومتش مخالفت کنند .
عثمان در تعیین حکمفرمایان و مسولان حکومتی آن چنان به دوستان و نزدیکان خود توجه کرد که احساسات مردم بر انگیخته شد و از عوامل قتل او محسوب شد ، به حکومت رساندن افرادی چون ولید بن عقبه (که آیه ای در فسق او نازل شد .) و یا عبدالله سعد (که آیه کفر در شانش نازل شد .)
« در عصر ابوبکر فتوحات اسلام شروع شده و تا حدی پیش رفته بود . در زمان خلیفه دوم و تا اواخر خلافت او دولت وسیع اسلامی تشکیل و استقرار یافته بود .زمان عثمان نتایج فتوحات مسلمانان به صورت مجتمع جدید اسلامی و طبقه جدیدی که بیش از دیگران از مال و مقام برخوردار می شدند ، ظاهر شد .
آثار و امتیاز این طبقه در دوره عثمان ، بیش از آن چه در دوران شیخین (ابوبکر و عمر ) بود ، در رفتار و کردار و اخلاق و صبغه زندگی به طرز برجسته ای مشهود افتاد .مال وافر و نعمت بی حساب که به صورت خراج و غنیمت از اقلیمهای تازه گشوده به طرف جزیره العرب و مخصوصا مدینه پایتخت خلافت سرازیر می شد .از طرفی ، سستی و ضعف نفس و تعصب قومی و قبیله ای و آسایش طلبی که خلیفه سوم را از شیخین و دوران او را از دوره خلافت آنها متمایز ساخته بود ، از طرف دیگر عوامل تکوین و تشکیل طبقه جدیدی بود . »(4)مرد نامتناهی ، حسن صدر – ص65.
« نبید یکی از شما بگوید – خدایا از فتنه و آزمایش به تو پناه می برم ، زیرا کسی نیست که گرفتار فتنه نباشد ولی کسی نیست که گرفتار فتنه نباشد ولی کسی که پناه می برد ، باید از فتنه های گمراه کننده (از راه حق ) پناه ببرد .چون خداوند صبحان می فرماید :«و اعملوا انما اموالکم و اولادکم فتنه » یعنی بدانید دارییها و اموال شما فتنه هستند ، و معنی این فرمایش این است که خداوند صبحان آنان را به داراییها و فرزندان آنها آزمایش می نماید .تا آنکه خشمگین از روزی راضی به بهره خود هویدا گردد، ور گرچه خداوند صبحان از خود آنها به آنها داناتر است ، ولی آزمایش برای آن است که کردار هایی که شایسته پاداش و کیفر است (به خود ایشان ) آشکار گردد ، زیرا برخی از ایشان فرزندان پسر را دوست دارند و از دختر به رنجند و بعضی از آنها بسیار نمودن مال و دارایی را دوست داشته و از کم شدن آن می رنجند . » (5)حکمت 90نهج البلاغه
سید رضی با این جمله به ستایش این کلام حکمت بار امام می پردازد :« هذا من غریب ما سمع منه من التفسیر » این سخن از جمله سخنانشگفتی است که از آن حضرت در تفسیر شنیده شده است .
پس یکی از راه های به فتنه افتادن مال و ثروت و دارایی است .همان گونه که در خطبه 155 آمده و رسول اکرم (ص) فرموده اند :«یا علی ان القوم سیفتنون بعدی باموالهم .» ای علی پس از من این مسلمانان به وسیله داراییشان در فتنه می افتند . یعنی یا در راه کسب و در آمد از مسیر حق و مشروع خارج می شوند و به کسب حرام روی می آورند ، و یا در راه صرف اموالشان در راه خیر و شر دچار فتنه و آزمایش می شوند .
دوران لغزیدن خواص طرفدار حق ، از حدود شش ، هفت سال بعد از رحلت پیغمبر شروع شد.اصلا به مساله خلافت کاری ندارم . مساه خلافت جداست . کار به این جریان دارم . این جریان ، جریان بسیار خطر ناکی است ! اولش هم از این جا شروع شد که گفتند : نمی شود که سابقدار های اسلام – کسانی کسانی که جنگ های زمان پیغمبر را درک کردند ، صحابه و یاران پیغمبر – با مردم دیگر یکسان باشند ! اینها باید یک امتیازاتی داشته باشند .!
به اینه امتیازات داده شد و این خشت اول بود . حرکت های انحرافی این طوری است ، از نطقه کمی آغا ز می شود، بعدا همین طور هر قدمی قدم بعدی را سرعت می بخشد . انحراف ها از همین جا شروع شد تا به دوران عثمان رسید – اواسط دوران عثمان – در دوران خلیفه سوم ، وضعیت این گونه شد که برجستگان صحابه پیغمبر ، جزو بزرگترین سرمایه دار های زمان خودشان شدند ! توجه می کنید ! یعنی همین صحابه عالی مقام که اسمهایشان معروف است – طلحه ، زبیر ، سعد ابن ابی وقاص و امثال آنها – از بزرگان که کدامشان یک کتاب قطور افتخارات در بَدر و حنین و اُحُد و جاهای ذیگر داشتند ؛اینها جز سرمایه دار های درجه اول اسلام شدند ! وقتی یکی از آنها مرد ؛می خواستند طلاهایی که از او مانده بود ، بین ورثه تقسیم کنند . این طلاها طلاه را که آب کرده و شمش کرده بودند ، با تبر بنا کردند به شکستن - ...- ببینید چه قدر طلا است که با تبر می شکنند!در صورتی که طلا را با سنگ مثقال می کشند . اینها را تاریخ ضبط کرده است !
اینها حرف هایی هم نیست که بگوییم شیعه در کتابهایشان نوشته اند ؛ خیر اینها حرف هایی است که همه نوشته اند . مقدار دِرهَمو دیناری که از اینها به جا می ماند ؛ افسانه وار بود .همین وضعیت ، مسایل دوران امیر المومنان (ع) را به بار آورد ؛ یعنی در دوران امیر المومنان (ع) ، چون برای یک عده ، مقام اهمیت پیدا کرد ،با علی (ع) در افتادند .حالا بیست و پنج سال هم از رحلت پیغمبر گذشته است و خیلی از خطا ها و اشتباهات شروع شده است . نَفَس امیر المومنین (ع) ، نَفَس پیغمبر است . اگر این بیست و پنج سال فاصله نشده بود ، امیر المومنین با این چنین جامعه ای مواجه شد .جامعه ای که «یاخذون مال الله دولا و عبادالله خولا و دین الله خولا و دین الله دخلا بینهم. » جامعه ایی که ارزش ها در آن ، تحت الشعاع دنیا داری قرار گرفته است . این جامعه است که وقتی امیر المومنین (ع) می خواهد به جهاد ببرد ، برایش ۀآن همه مشکلات و دردسر دارد . اکثر خواص دوران امیر المومنان (ع) –خواص طرفدرا حق را می شناختند –کسانی بودند که دنیا را بر آخرت ترجیح می دادند . نتیجه این شد که امیر المومنین (ع) مجبور شد سه جنگ راه بیاندازد ! عمر چهار سال و نُه ماه خود را ، دایماً در این جنگ ها بگذراند! آخرش هم به دست یکی از آن آدمهای خبیث ، به شهادت برسد .!
(6) مقام معظم رهبری ، دیدار با فرماندهان نیرو های لشکر 27محمد رسول الله (ص) 20 خرداد 1375.