فشار اقتصادی بر بنی هاشم

الف – حذف سهم ذی القربی از خمس

   آیه خمس آیه 41 سوره انفال است که در آن آیه خداوند متعال می فرماید :

« و اعلموا انما غنمتم من شی ء فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل ان کنتم امنتم بالله و ما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان و الله علی کل شی قدیر .»

   « بدانید که هر چه به دست آوردید ، پنج یک آن مال خدا و پیغمبر او و یتیمان و تنگدستان و در راه ماندگان است ، اگر به خدا و آنچه در روز فیصله کار ، روز تلاقی دو گروه بر بنده خود نازل کردیم ایمان آورده باشید ، بدانید که خداوند بر همه چیز قادر است .»

   از اقدامات و بدعتهای ابوبکر در دین این بود که خمس را از اهل بیت برداشت تا از این طریق آنها را تحت فشار قرار دهد . اهل بیت رسول خدا (ص)  که صدقه بر آنها حرام است ، طبق آیه شریفه قرآن از خمس سهم داشتند . اما ابوبکر با این ادعا که این مساله به زمان حیات رسول خدا (ص) محدود بود ، این حق مسلم را از آل البیت نبی اکرم سلب کرد ، خلفای بعدی نیز به تبعیت از او حق ذی القربی را از خمس نادیده گرفتند .

 

ب – غصب فدک

   دیگر اقدام ابوبکر برای تحت فشار گذاشتن بنی هاشم از نظر اقتصادی ، ماجرای غم انگیز فدک بود . مساله ای که موجب بدعتی دیگر در دین شد ، همه مسلمانان اتفاق نظر دارند که رسول خدا در سال هفتم هجری که اهالی دهکده فدک – که در نزدیکی خیبر بود – با پیغمبر صلح کردند و با مصالحه و بدون جنگ این سرزمین به دست سپاه اسلام افتاد ، و با نزول آیه « و آت ذی القربی حقه » فدک را به حضرت زهرا  (س) بخشید .

   کتب بسیاری در باب فدک و دلایل واگذاری آن از سوی رسول خدا (ص) ، به حضرت زهرا (س) و سپس غصب آن توسط خلفا نوشته شده است ، در اینجا به اختصار دلایل رسول خدا (ص) را از واگذاری فدک و دلایل سایسی غصب آن را بیان می دارم .

   آن چنان که در روایات و کتب و اسناد تاریخی آمده است ، فدک ارزش والایی داشته ، و باغستان فدک ذخیره ثروتی عظیم بود که گفته می شود شاید رسول خدا در ازای ثروت هنگفت مادرش خدیجه کبری – که وقف اسلام نموده بود و با آن رسول خدا (ص) را یاری کرده بود – این سرزمین به حضرت زهرا (س) بخشیده شده تا با کمک آن به یاری علی برخیزد . چون زهرا و علی دلبسته ء دنیا نبودند ، و همواره اموال خود را در خدمت محرومان و بینوایان قرار می دادند ، همین امر باعث شده بود تا جاذبه ای برای قشر مستضعف جامعه نسبت به آنها به وجود آید ، چون همگان به ویژه مردم عامی قادر به درک فضائل و مناقب حضرت نبودند و بسیاری تحت تاثیر مادیات قرار داشتند ، از این رو این فدک می توانست حضرت علی (ع) را یاری کند .

   در همه جای دنیا و حتی در زمان ما نیز برای منزوی کردن و صدمه وارد ساختن به یک گروه یا فرد، او را محاصره اقتصادی می کنند ، تا با قرار گرفتن در مضیقه از نظر اقتصادی از قدرت او بکاهند و شخصیت او را تضعیف نمایند . در صدر اسلام واقعه محاصره اقتصادی د رشعب ابی طالب نیز از همین سیاستها برای فشار وارد کردن بر مسلمانان بود که ثروت عظیم حضرت خدیجه به یاری مسلمانان تازه ایمان آورده و ابتدای راه شتافت .

 آنها که نمی توانستند از جاذبه معنوی زهرا و علی(ع) بکاهند ،با غصب فدک سعی داشتند از جمع شدن بینوایان و محرومان در اطرافشان بکاهند .از سوی دیگر اگر قبول میکردند فدک را به عنوان میراث رسول خدا (ص) به حضرت واگذار کنند  ، حضرت  خلافت را نیز مطالبه می نمود .

  اصولا حضرت زهرا (س) در دوران پس از پیامبر تنها به دنبال فرصتی بود تا حقانیت امام زمانش را به اثبات برساند  ، و پیش کشیدن مساله فدک و پیگیری آن وسیله ای برای بیان اعتراضی به غصب حق ولایت بود ، واین مساله اساسی دین در سر تا سر خطبه ایشان هم چون سایر سخنان و خطبه ها کاملا آشکار است .

  از این رو زمانی که پس از غصب باغستان فدک به دستور ابوبکر، حضرت زهرا (س) با خشم بسیار علت را پرس و جو کرد و پاسخ شنید که پیامبر فرموده که ما پیامبران ارث نمی گذاریم  ( از زر وسیم و کشتزار) بلکه دانش و کتاب از ما یادگاری مانَد و از ما هر چه بماند صدقه و مال فقراست (این پاسخ را از زبان ابوبکر دریافت کرد) با استناد به آیات قرآن ، این حدیث مجعول ابوبکر را که به پیامبر نسبت داده بود ، رد کرد .

  ایشان با ذکر آیاتی  که در آنها سلیمان از داوود ارث برد ، و زکریا نیز از خدا تقاضای فرزندی نموده تا از آل یعقوب ارث ببرد ، این حدیث را رَد کردند،یک حدیث تا زمانی اعتبار دارد که حجت قطعی مثل قرآن مخالف آن نباشد ، در غیر اینصورت باید به فرموده معصوم حدیث را به پرتاب کرد و به قرآن عمل نمود. به قولی دیگر حضرت زهرا (س) آیات 4و5و27 سوره مریم و آیه 16 سوره نحل و آیه 75سوره انفال را به عنوان استدلال ادعای خود بیان کردند.

 هدف حضرت زهرا (س)  از این که بر استرداد فدک دم می زدند ، انقلابی عظیم بود . انقلابی که آن زمان توسط  اول سرباز ولایت پایه گذاری گشت . انقلابی که می خواست امت غافل و حیران را پس از رحلت رسول خدا (ص) هوشیا ر و آگاه سازد،به این که زعامت مسلمین به ناحق غصب شده است. به همین فریادهای معترضانه زهرا بود که توطئه آوردن بدعت در دین را خنثی و رسوا ساخت و هشداری بود برای آنان که قصد پایمال نمودن زحمات 23 رسول خدا را باز داشتند .

 به همین جهت ، حضرت با دیدن این ماجرا که در ضمن آن بسیاری از احکام اسلام نادیده گرفته شده بود ، آرام ننشستند و با خطبه ای آتشین در مسجد پیامبر (ص) با عبارتی شیوا ،به تحلیل حقیقی مسائل پرداختند و دلها را تکان دادند. از حمد و ثنای پروردگار خویش آغاز کردند و از عظمت قرآن و احکام اسلام گفتند و از رسالت نبی اکرم اسلام ، از معرفی خویشتن و پدرشان فرمودند و با بیان حوادث پس از رحلت رسول خدا (ص) بیاناتشان را ادامه دادند . پس از آن به تحلیل ماجرای ماجرای غصب فدک و اهداف و رد مدعای غاصبان پرداختند و در نهایت از عذاب الهی همگان را بیم دادند .

 پس از خطبه قرا «ام ابیها» ابوبکر که سعی داشت اوضاع را آرام کند، حدیث مجعول خود را مجددا بیان داشت و چون در برابر استدلال محکم و برهان قاطع دخت نبی درمانده شد، گفت : این جمعیت مرا وادار کردند که فدک را از تو بگیرم . در این زمان حضرت زهرا (س) خطاب به جمعیت مطالبی  بیان فرمود. ابوبکر که دیگر چاره ای پیش رو نداشت و حکومت پوشالی و سست بنیان خود را در پرتگاه سقوط می دید ، دستور داد دواتی بیاورند تا تا سند فدک را به نام حضرت زهرا (س) بنویسد.اما عمر چون همیشه به یاریش شتافت و گفت : زهرا باید برای ادعای خود شاهد بیاورد . امام علی (ع) و ام ایمن شهادت دادند. اما عمر فریاد زد ام ایمن زن است و شهادت زنی که در اصل عرب نیست پذیرفته نیست ، علی هم که به نفع خود کار می کند پس شهادت هیچ کدام قبول نیست.

اما علمای اهل سنت نیز بر این مطلب صحّه می گذارند که فدک حق حضرت زهرا بوده است :

  « ابن ابی الحدید معتزلی روزی از اُستادش (علی فارقی از علمای بغداد) پرسید : آیا فاطمه در ادعای فدک راستگو بود ؟! علی فارقی گفت :آری . ابن ابی الحدید پرسید : اگر راستگو بود چرا ابوبکر ملک را به وی پس نداد؟ علی فارقی تبسمی کرد و سپس سخن لطیفی گفت که از هر جهت جالب است. او گفت :«اگر ابوبکر آن روز فدک را به مجرد ادعای زهرا به وی می داد فردا بر می گشت و ادعا می کرد ، خلافت حق شوهرش علی است و ابوبکر را از مسندش پایین می کشید ! ابوبکر هم نمی توانست خود را معذور بدارد. زیرا قبلا گفته بود که دختر پیغمبر راستگو است و نیازی به شاهد ندارد . »   اجتهاد در مقابل نص ص107.