به نقل از کتاب حماسۀ غدیر ، تالیف : اُستاد محمد رضا حکیمی  ، انتشارات دلیل ما  

     

  جمعه و عید غدیر  (18  ماه ذیحجه ) در یک روز افتاده بود ، امام در آن روز پنج ساعت از آفتاب بالا آمده ، به منبر بر آمد . در آغاز ، خدای را ستایش کرد ، آنگونه که چونان ستایشی ، از آن پیش کس نشنیده بود . و ثنایی گفت خداوند را که دیگران بدانسان نیاراسته بودند ثنا گفتن را . از این خطبه آنچه در خاطر راویان ماند اینست :

  « خداوند را سپاس ،که سپاس را در عین بی نیازی از سپاسگزاران ، وسیله ای ساخت برای اذعان خلق به پرورد گاری او ، و سببی برای افزونی رحمت ، راهی روشن ،آن کس را که فضل بیشتر او را خواهان باشد .

  من گواهی می دهم که جز الله ، معبودی نیست .اوست یگانه و بی انباز . و نیز گواهی می دهم که محمد بنده اوست و فرستاده او . در ازل ، به علم خویش او را از میان خلقها همه برگزید و در میان پیامبران نیز مرتبه ای والا بخشید ، تا از سوی خداوند امر و نهی کند.خداوند در رساندن احکام خود ، محمد را به جای خویش قرار داد . زیرا خداوند خود به چشم ها دیده نشود و به خاطر ها نگنجد ، و در لایه های پیچیده گمان ها و پندار های انسان جای نگیرد . آری خدایی نیست جز همان الله ملک جبار .

 خداوند اعتراف به نبوت محمد را با اعتراف به الهیت خود مقرون ساخت و او را به چنان اکرامی ویژه کرد که دیگر از خلق بدان پایه نخواهد رسید . محمد نیز شایسته این ویژگی و عنایت بود ، چه او خود را ویژه خداوند کرده بود و حبیب خدا بود .آری هر کس که هر لحظه به گونه ای باشد به این ویژگی نرسد ، و آن دل که دستخوش هر گمانی گردد به مرتبه محبت حق نایل نتواند آمد .

  خداوند فرمود که بر او درود فرستیم(1) ، تا گرامیداشت بیشتر او باشد ، و هم سببی که درخواست درود فرستنده به اجابت رسد (2). اکنون خدای بر او درود فرستد و او را از این بیش تکریم کند و تشریف بخشد و بزرگی افزاید ، تا آنجا که عظمتش پایان یافتن نشناسد و تا جاودان هماره بر جای باشد.

  آنگاه خداوند ، پس از محمد ، از میان خلق ، تنی چند را ویژه خویش ساخت .(3)   این ویژگان را در پرتوی اعتلای محمد اعتلا بخشید ، و رتبت محمد بدیشان سپرد .تا داعیانی باشند راستین که خلق را به سوی خدا خوانند و مردمان را خداشناسی آموزند . از این دسته ، در هر قرنی و زمانی ، کسی هست .خداوند اینان را در ازل بیافرید ، به صورت انواری زبان به ستایش او گشوده ، و شکر و تمجید او در دلشان افتاده . آنگاه ایشان را حجت های خویش کرد .

  خداوند این ویژگان را به هنگام آفرینش دیگر آفریده ها حاضر داشت ، و تا آنجا که خود خواست ، کار را به ایشان سپرد (4)  و ایشان را ترجمان خواست و مشیت خویش قرار داد و زبان اراده خود ساخت .

  اما با این همه ، ایشان بندگان اویند ، بندگانی که بی دستور او سخن نگویند و همواره به فرمان او روند . خداوند خود چگونگی و احوال ایشان را نیک میداند .ایشان برای کس آمرزش نخواهند مگر آن را که خدای پسندد .هیچگاه دل از بیم خدای فارغ ندارند .همواره احکام او را به جای آورند و سنت الهی را پیروی کنند . از خدای در نگذرند و او را فرمان برند .

  خداوند (گذشته از این راهنمایان ، از جهت دیگر نیز ) خلق را در تاریکی و بیراهی نگذارد و نابینا و ناشنوا رها نکرد ، چرا که به آنان عقل داد.آن را در وجودشان بیامیخت و در کالبدشان بنهاد و در جانشان استوار ساخت . نیروی حواس را خدمتگزار عقل کرد و در گوش و چشم و درون جای  داد .بدینسان حجت را گریبانگیر همه کرد و راه روشن را به همه نمود . او با قدرت خویش به مردمان زبان گویا داد ، تا یافته های حس و اندیشه را باز توانند گفت .

   پس از این باید بگویم ، ای جماعت مومنان ! خدای – عزّ و جّل – در این روز برای شما دو عید فراهم کرد ، دو عید  بزرگ و سترگ ،که یکی از این دو جز به آن دیگری استوار نتواند بود .اینچنین کرد تا نیکی را در حقتان به اتمام رساند و از راه درست آگاهتان کند ، و رهسپارتان سازد به راه روشن دین خود ، و فراوان بر سرتان ریزد از نعمتهای خویش .

  بدین روی ، جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شرکت کردن در آن فرا خواند ، تا آنچه در روزهای هفته کرده اید تطهیر پذیرد و کژی و کاستیهایی که در کسب و کارتان روا داشته اید ، جمعه به جمعه ، به هنجار آید و تصحیح شود . هم در این روز است یاد دیگر مومنان کردن و پدیدار شدن بیم پرهیزگارن از خداوند . و در این روز است که خداوند پاداش نیکو کاران را چندین برابر دیگر روزها دهد. اما کار به اینجا تمام نشود، مگر آنکه هرچه را فرموده است به جای آرید ، و از آنچه نهی کرده است دست بکشید ، و برای کارهایی که به تاکید امر کرده است فروتنانه کمر اطاعت بندید .

  اکنون بدانید که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص) . و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خداوند خود او را ولی و سرپرست قرار داده است . و آیین طاعت خدا به هنجار نخواهد بود مگر چنگ در زنید به توفیق و نگه داشت خدایی ، و نگهداشت آنان که اهل ولایت اویند .که در روز دوح (غدیر )(5) درباره آنان آیت فرستاد ، و اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت .و پیامبر را فرمود تا ابلاغ کند و گمراهان و منافقان را به چیزی نشمرد . و خود ضمانت کرد که او را از بد ایشان نگاه دارد .

  بدین گونه و با اشاره ( به نگهداشت پیامبر از بد بداندیشان ) باطن آن کسان که راه ارتداد میسپردند پرده افکند .اینجا بود که هم مومن و هم منافق آنچه را باید بدانند دانستند . پس آنکس که بی پروا بود و لاابلی ، از حق روی گردانید . و آن کس که پا بر جای بود و استوار ، بر پذیرفتن حق پای فشرد و اینجا بود که جهالت پیشگی منافقان و خیره سری نابفرمانان فزونی گرفت و بس دندان بر دندان  فشردند و دست بر دست زدند. یکی سخن گفت . یکی بانگی کرد و آن کس که نابفرمانی پیشه ساخته بود بر همان سر بایستاد و در این میان گروهی نیز گروهی اعتراف کردند ، اما نه از ته دل و نه از سر ایمان ، چنانکه گروهی دیگر اعتراف کردند هم به زبان و هم از جان .

  بدین سان خداوند دین خویش را کامل کرد و و با کامل کردن دین ، چشم پیامبر و مومنان و تابعان او را روشن ساخت . و این همان (واقعه غدیر) بود که برخیتان خود شاهد آن بودید و به برخی دیگرتان خبر آن رسید و بدین واقعه ، آن وعده نیکوی به شکیبیان در پیوست . و پرداخته های فرعون و هامان و قارون و سپاه اینان و تختگاهاشان را تباه و ویران کرد . اما گروهی گمراه بر جای ماندند که در تباه ساختن کار مردمان هیچ فرو نگذارند . اینان را نیز خداوند در همان جایگاههای خود فرو خواهد گرفت و آثارشان را نابود خواهد ساخت و نشانه هایشان را محو خواهد کرد و از آن پس ،دلهاشان را از دریغ و درد خواهد آکند.  و به گروهی ملحقشان خواهد فرمود ، که دستان ایشان باز گذارد و کالبد ایشان نیرو مند ساخت و توانییشان داد تا بدانجا که ( به سوء اختیار و سوء استفاده از مواهب الهی ) دین خدا را دگرگون کردند و احکام او را واژگونه ساختند . و بس زودا – اما به هنگام- خداوند بر دشمنان خویش پیروز گردد. و خدا لطیف است و خبیر.

(لازم نبود این اندازه سخن گویم ) چه اندکتر از این نیز ابلاغ را بسنده بود . اکنون ای مردمان ، مشمول رحمت خدای باشید ! در آنچه خداوند شما را بدان فرا خوانده و ترغیب کرده است کمی بیاندیشید ، و به سوی دین او روی آورید و راه بسپرید . راههای پراکنده دیگر در پیش مگیرید تا از راه خدا باز نمانید .

همانا امروز روزی بس بزرگ است .

در این روز ، گشایش در رسید ، و در این روز منزلت آن کسان که شایسته بودند بلندی گرفت و برهان خدا روشن گشت. آری...

امروز ، روز روشن کردن حق است و از مقام پاک (رهبر معصوم) به صراحت و «نص» سخن گفتن.

امروز ، روز کامل شدن دین است .

امروز ، روز عهد و پیمان است .

امروز روز گواهی و گواهان است.

امروز ، روز نمایاندن بنیاد های نفاق و انکار است .

امروز ، روز بیان حقایق ایمان است .

امروز، روز راندن شیطان است.

امروز ، روز موعود فیصله دادن حق است .

امروز ، روز فراموش گشته بلند گرایان است.

امروز ، روز راه نشان دادن و ارشاد است.

امروز ، روز آزمودن مردمان است.

امروز ، روز رهنمونی به رهنمایان است.

امروز ، روز آشکار ساختن مقاصد پوشیده و زمینه سازیها و تمهید های دیگران است.

امروز ، روز نصّ (تصریح) بر شخص است ، یعنی آنان که ویژه اند رهبری را .

(امام در آن روز ، همواره میگفت ، امروز ... امروز...امروز ...تا اینکه فرمود :)

 اکنون در اعمالتان مراقب خدای – عزّ و جلّ – باشید ! و از او بپرهیزید ، و با او مکر مکنید و از راه فریب در میایید.با اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند و با اطاعت آن کس که شما را به اطاعت او امر کرده است(6)   به خدا تقرب جویید ، راه گمراهی مسپرید و از پی آنان که گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند مروید . خدای عزیز ، گروهی را نکوهیده است و در کتاب خویش (از قول آنان) چنین فرموده است :«انّا اَطعنا سادَتَنا و کُبَرائَنا فَاَضَلُّونَا السَّبیلا . رَبَّنا آتِهِم ضِعفَینِ مِنَ العَذابِ وَ العَنهُم لَعناً کَبیراً»(7)   یعنی : ما مهتران و بزرگان خویش را اطاعت کردیم و ایشان گمراهمان کردند . پروردگار ما ! عذاب ایشان را دو چندان کن و بر ایشان لعنتی بزرگ فرست. و نیز فرموده است :«وَ اِذیَتَحاجُّونَ فِی النّار فَیَقولُ الضُّعَفاءُ لِلّذینَ استَکبَرَوا اِنّا کُنّا لَکُم تَبَعاً ، فَهَل اَنتُم مُغنُونَ عَنّا مِن عَذابِ اللهِ مِن شَیء ، قالُوا لَو هَدانَا اللهُ لَهَدَیناکُم. » (8)   یعنی : و آنگاه که در دوزخ مشاجره کنند ، پس روان به آنان که « استکبار » کردند و بزرگی فروختند گویند ، ما پیرو شما بودیم ، آیا اکنون می توانید اندکی از این عذاب را از ما بردارید ، آن گردنکشان گویند ، اگر ما به راه خدا رفته بودیم شما را نیز به راه خود می بردیم .

  اکنون ، ایا میدانید که این استکبار (که در قرآن آمده است ) چیست ؟استکبار ، ترک اطاعت آن کس (امام) است که خداوند امر به اطاعت او کرده است ، و گردن افرازی است در برابر آن کس که خداوند پیروی او را خواسته است . در قرآن از اینگونه سرگذشت مستکبران بسیار آمده است . اگر آدمی در اینگونه آیات ژرف بیندیشد بی گمان او را از راه باز دارد و اندرز دهد .

   ای مومنان ! بدانید که خدای - عزّ و جَلّ – فرموده است : «اِنَّ اللهَ یُحِبُّ اَلَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفّاً کَاَنَّهُم بُنیانُ مَرصُوص » (9)  یعنی : خداوند آن کسان را دوست می دارد که در راه او می جنگند ، با صفهایی چونان بناهای استوار در هم پیوسته . آیا می دانید مقصود از « در راه او » (فی سَبیلِهِ) چیست و در راه خدا کیست !؟

منم صراط خدا ، که هرکس آن را نپیماید (از او اطاعت نکند ) در چاه گمراهی فرو افتد .

منم راه خدا ، که پس از پیامبر مرا نصب کرده و نشان داده است .

منم قسیم بهشت و دوزخ .

منم حجت خدا هم بر بدکاران هم بر نیکوکاران .

   از غنودن در غفلت برخیزید، و پیش از فرا رسیدن اجل عمل کنید ، و برای دست یافتن به آمرزش پروردگار بر یکدیگر پیشی گیرید ، پیش از آنکه رستاخیز شود و بارویی بر افرازند درون آن بهشت و برون آن دوزخ .آنگاه بانگ کنید و بانگتان نشنوند و غریو  برکشید و غریوتان به هیچ نگیرند . (به خود آیید )پیش از آن که فریاد بخواهید و کس به فریادتان نرسد . شتاب کنید در طاعت پیش از گذشتن فرصت ! ( مپندارید که فرا رسیدن روز پاداش بس دور است.)  

   این مجمع اکنون به پایان می رسد و شما همگی روانه خانه های خویش می شوید . بروید –خدای بر شما رحمت فرستد- و بر خانواده خود فراخ گیرید. به برادران خود نیکی کنید . خداوند را بر این که نعمت شما را بخشیده است سپاس گزارید . متّحد شوید تا خدا کمکتان کند. نیکویی کنید تا خداوند دوستیتان را پایدار دارد . از نعمتهای خداداد یکدیگر را هدیه فرستید . خداوند در این روز ، چندین برابر عید ها پاداش دهد . اینگونه پاداشی را جز در این روز (غدیر) دیگر نخواهید یافت .نیکویی کردن در این روز ، مال را بسیار کند و عمر را دراز . مهربانی کردن باعث رحمت خدا شود و مهربانی او. در این روز ، به برادران و به خاندان از مال خدا داده ببخشید ، هر اندازه که بتوانید . همواره چهره خندان دارید . چون به یکدیگر رسید شادمانگی کنید و خدای را بر نعمتهایش سپاس دارید . بروید و به آنان امیدشان به شماست نیکی بسیار کنید .در خورد و خوراک خود و زیر دستانتان یکسان باشید ، این یکسانی و مساوات را تا جایی که توانایی دارید عملی سازید ، که پاداش یک درهم در این روز صد هزار درهم است و برکت به دست خداست .  

   روزه این روز را نیز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشی بس بزرگ نهاده . اما اگر کس در این روز ، نیاز برادران خود را بر آورد – پیش از تمنا و در خواست – و با میل و رغبت خوبی کند پاداش آن چنان باشد که گویی این روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانیده . و هرکس در این روز به روزه داری افطاری دهد، چنان است که گویی دسته دسته مردم را افطاری داده است ...

  همینکه به یکدیگر رسیدید ، همواره سلام و مصافحه کنید و نعمتی را که در این روز نصیبتان شده است به یکدیگر تبریک گویید. باید این سخنان را آن که بود و شنید به آن که نبود و نشنید برساند. و باید توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعیفان . پیامبر که درود خدا بر او باد مرا به این چیزها اَمر کرده است .»

  این خطبه ، مدارک چندی دارد ، از جمله « مستدرک نهج البلاغه »باب اوّل 72-68 ، تالیف علامه شیخ هادی کاشف الغطا ءِنجفی .

چاپ نجف (1354 ق) ، و به ضمیمه آن کتاب تحقیقی « مَدارکُ الَبلاغه وَ دَفعُ الشُّبُهاتِ عَنه »

پانوشت

  • (1)  سوره احزاب ،آیه 56: « اِنَّ اللهَ وَ ملائِکَتَهُ یُصلّونَ عَلَی النَّبّی ، یا اَیُّها اَلّذین آمَنوا صَلّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا  تَسلیما »
  • (2)      اشاره است به اینکه صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (ص) به هنگام دعا و توسل و طلب حاجات ، در اجابت موثر است .
  • (3)      مقصود اءمه طاهرین است و اشاره به ایشان .
  • (4)      یعنی به عنوان ولی و «خلیفه الله» ، و ولایت و ماموریت از جانب خدا .
  • (5)      «دوح» ، بر وزن «لوح» ، جمع دوحه است، به معنای درخت بزرگ و تنومند پر شاخ و برگ و پر سایه . چون در کنار غدیر و برکه ای که پیامبر اکرم ،در آنجا ، در صحرای جحفه ، علی را به خلافت نصب کرد ، از اینگونه درختان بیابانی (سمرات) چند تایی بود ، و به هنگام ظهر نیز آنها را رُفتند و در سایه آنها نماز گزاردند ، از این رو ، «روز غدیر» را ، «یَومُ الدَّوح» نیز گفته اند .
  • (6)      اشاره است به آیه 59 ، سوره 4 (نساء)
  • (7)      سوره 33(احزاب) ، آیه 67و68
  • (8)      از آیه 21 ،سوره 14 (ابراهیم) ، و آیه 47 ، سوره 40 (مومن)
  • (9)      سوره 61 (صف) ، آیه 4