حجة الوداع
حجه الوداع
آغاز فتنه های عصر امیر مومنان یعنی غصب ولایت و حوادثی که به دنبال آن به وجود آمد را می توان در اواخر عصر رسول اکرم (ص) جستجو نمود . پیغمبر اکرم در مواردی بسیار از آنچه در بعد از ایشان به وقوع می پیوندد خبر داده اند . از جمله در حدیث:
« مستفرق امتی علی ثلاث وسعین فرقه ! فرقه ناجیه والباقون فی النار »
یعنی : «امت من هفتاد و سه فرقه خواهند داشت در میان این فرقه ها یکی نجات می یابد و سایر فرقه ها در آتش جای خواهند داشت.» با این اوصاف و احادیث و روایات که از قول رسول اکرم نقل شده است ، حضرت می دانستند که پس از ایشان فتنه ها جامعه اسلامی را دربر خواهد گرفت . آیا می توان باور کرد پیامبری که بیست و سه سال با خون دل و تحمل رنج و سختی و شکنجه های یاران و هجرت گروهی و جنگهای متوالی و کارشکنی های منافقین و... به تربیت و پرورش این امت پرداخته است . آنها را بی سرپرست رها کند ؟ پیامبری که حتی زمان غزوات (که خودشان فرماندهی را بر عهده داشتند ) شهر را بدون امیر ترک نمی کردند و نماینده ای را به عنوان امیر شهر در زمان نبود خودشان و حضورشان در جنگ تعیین می نمود. حال می تواند یک امت را بی هادی و سرپرست رها کند ؟ اگر اینگونه باشد، پس آن گروه که در حدیث رسول اکرم (ص) رستگارند چگونه هدایت خواهند شد؟ عقیده شیعه بر این است که حضرت جانشین خود را تعیین فرموده اند و در چندین جای اعلام کرده اند .
پیامبر اکرم (ص) در سخنانی خطاب به امام علی به تبیین بلاها و فتنه هایی می پردازند که پس از رحلتشان به جامعه پیامبر حمله ور می شود و از مظلومیت علی و مظالمی که علیه ایشان صورت می گیرد خبر می دهند و ایشان را امر به صبر می کنند: (1) (اسرار آل محمد ، ص 206.)
«یا علی تو بزودی بعد از من ، از قریش و متحد شدنشان علیه تو و ظلمشان برتو ، سختی خواهی کشید . اگر علیه آنان یارانی یافتی با آنان جهاد کن و با مخالفین خود به وسیله موافقینت جنگ کن و اگر یاری نیافتی صبر کن و دست خود را نگهدار و با دست خویش خود را در هلاکت میانداز. تو نسبت به من بمنزله هارون نسبت به موسی هستی و تو از هارون اسوه و روش خوبی خواهی داشت که به برادرش ، موسی گفت :
« انّ القوم استضعفونی و کادوا یقتلوننی » (2) ( سوره اعراف آیه 150 )
« این قوم مرا ضعیف شمردند و نزدیک بود مرا بکشند . »
از جمله وقایع مربوط به سه ماه آخر حیات رسول اکرم (ص) ماجرای حج الوداع و وقایعی است که در ضمن آن به وقوع پیوست . پیامبر امر فرموده بودند که هر مسلمانی می تواند در آن سال خود را به حج برساند و آن چنان که در تاریخ آمده میان 70 تا 120 هزار نفر از مسلمانان در آن سال در محضر پیامبر به حج مشرف شدند. واقعه ی غدیر خم و انتصاب حضرت علی (ع) به امر خدا و به وسیله رسول خدا (ص) در همان اجتماع عظیم و گسترده مسلمین در بازگشت از حج الوداع انجام پذیرفت و اکمال دین با نزول آیه 67 سوره مائده که سه مفهوم تاکید و تهدید و تضمین خطاب به رسول خدا در پی داشت ، انجام پذیرفت .
حضرت در خطبه غدیر بطور مشروح ولایت علی (ع) و فضایل وی را تشریح نمود :
« در برابر عظمت او اقرار به بندگی می کنم و به ربوبیتش شهادت می دهم و آنچه را که به من وحی نموده انجام می دهم ؛ زیرا می ترسم که اگر کوتاهی کنم و ماموریت خویش را انجام ندهم ، به عقوبت او گرفتار آیم. عقوبتی که هیچ کس قادر به رفع آن نیست ، اگر چه حیله و مکر او عظیم باشد . نیست خدایی جز او .
خداوند متعال به من اعلام فرمود که اگر آنچه را از طرف او بر من نازل شده است به شما نرسانم ، حقِّ رسالتش را ادا نکرده و به وظیفه ام عمل ننموده ام . پس به تحقیق که خداوند مرا ضامن گردیده است تا از شرّ دشمنان محفوظ بدارد ، و او خدایی است که ضمانتش مرا کفایت می کند . او به سویم وحی فرستاد که : « به نام خداوند بخشنده ی مهربان . ای رسول ما ! آنچه را که برتو از جانب پروردگارت درباره علی نازل شده است برسان ، که اگر نرسانی ، پس رسالتت را ناتمام گذاشته ای و خداوند تو را از شرّ مردم ( دشمنان دین ) در امان می دارد. »
ای مردم ! من در تبلیغ احکامی که بر من نازل شده است کوتاهی نکرده ام و تا کنون گفتنیها را (بر حسب وظیفه ای که داشتم و دارم ) بر شما بازگفته ام . هم اکنون بر شما سبب نزول آیه مذکور را بیان می کنم ( تا تصور نکنید که من چیزی از جانب خود می گویم ) : جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد ، ضمن ابلاغ سلام حق ، مرا فرمود که خداوند می فرماید تا من در این مکان ( غدیر خم ) توقف نمایم و در میان شما به پا خیزم و به سیاه و سفید شما اعلام کنم که علی بن ابی طالب وصی و جانشین و پیشوای شما بعد از من است . مقام و منزلت او برای من بسان مقام و منزلت هارون نسبت به موسی است ، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست ، و او ولی و صاحب امر شما است بعد از خدا و رسولش. باریتعالی بر من آیه ای از کتابش را فرو فرستاد که می فرماید : « سرپرست شما – تنها و تنها – خدا و رسولش و کسانی هستند که ایمان آوردند ، کسانی که نماز را به پای داشتند و در حال رکوع زکات مالشان را ادا کردند. » و این علی فرزند ابوطالب است که نماز را به پای داشته و در حال رکوع زکات مالش را ادا کرد و در هر حالی خشنودی خداوند با فر ّ و شکوه را می جوید . از جبرئیل خواستم تا خداوند مرا از ابلاغ این حکم معاف بدارد ؛ زیرا می دانم تقواپیشگان در میان شما اندک و دو رویان فراوانند . گنهکاران پر فریب ، و حیله گران مسخره کننده اسلام بس فراوان ، که خداوند در کتاب آسمانی خود به وصف آنان پرداخته ، آنجا که می فرماید : « می گویند به زبانهای خود چیزی را که در قلب آنان وجود ندارد و گمان می کنند که این امر ساده ای است در صورتی که نزد خدا بسیار بزرگ است .»
فراوانی آزار آنان( منافقان ) به من - که منحصردر یک مرتبه نبود- تا بدان جا رسید که مرا « اُذُن » (گوش) نام نهادند و گمان کردند که من چنینم . آن هم به سبب کثرت ملازمت علی با من و توجه زیاد من نسبت به او ، تا آن که خداوند متعال در این مورد آیه نازل فرمود : « برخی از ایشان ( منافقان ) نبی را آزردند و گفتند او اُذُن است . بگو : اُذُن ، برای کسانی که چنین می پندارند ، بهتر است. »
اگر بخواهم ، منافقین را با نام و نشان معرفی می کنم ، و اگر بخواهم با انگشت به سوی آنان اشاره می نمایم یا مردم را دلالت کنم تا آنان را بشناسند . ولی – به خدا سوگند – من درباره آنان کرامت به خرج می دهم و رسوایشان نمی سازم . اما با تمام این مقدمات ، خداوند از من خشنود نمی شود ، مگر اینکه به شما برسانم آنچه را که بر من نازل شده است . سپس این آیه را تلاوت فرمود :« ای پیامبر ما ! برسان آنچه که به سویت در مورد علی فرود آمده است ، که اگر چنین نکنی ، رسالتت را به پایان نرسانده ای که خداوند از شر مردم تو را حافظ و نگهبان است. »
پس بدانید ، ای مردم ! بدرستی که خداوند علی را بر شما ولی و صاحب امر قرار داد . و فرمانبری از او را بر مهاجرین و انصار ، و پیروان مهاجرین و انصار که راه نیکی را بپیمایند ، و بر اهل شهرها و روستاها ، حاضر و غایب ، عجم و عرب ، آزاد و بنده ، کوچک و بزرگ ، و سفید و سیاه واجب ساخت . و همچنین بر هر موحد و خدا پرستی ، حکم او جایز ، و قول او نافذ ، و امر او لازم الاتباع است . کسی که او را مخالفت کند مورد لعن است . و کسی که بر راه او رود و او را تصدیق کند در مورد رحمت حق است . و کسی که ازاو شنوایی داشته و فرمان از او برد زیر چتر غفران و آمرزش حق قرار می گیرد .
ای مردم ! این آخر مقامی است که در این مکان ایستاده و با شما سخن می گویم . پس بشنوید و فرمان برید و منقاد امر پروردگارتان باشید . بدرستی که خدای عز و جل پروردگار شما و صاحب اختیار شما و معبود شماست و بعد از او محمد (ص) که الان در جمع شما ایستاده و با شما صحبت می کند ، ولی و سرپرست شماست . و بعد از او – به فرمان خدا – علی ولی و امام شماست. سپس امامت در ذریه من که از صلب علی می باشند تا روز قیامت برقرار خواهد بود . روزی که خدا و رسول او را ملاقات کنند ، حلالی نیست جز حلال خدا و حرامی نیست جز حرام او . خداوند حلال و حرام را به من شناساند و من هم براساس دانشی که از او آموخته ام ، از کتاب او حلال و حرام را بر شما روشن ساختم .
ای مردم ! دانشی نیست مگر آن که خداوند آن را در سینه من به ودیعت نهاده است . هر آنچه را که او به من آموزش داد من به علی آموختم که او پیشوای پرهیزگاران است . هیچ دانشی نیست مگر آنکه آن را به علی آموختم که او امام مبین و راهبر به روشنایی است .
ای مردم ! با روی گرداندن از علی ، خود را در گمراهی گرفتار نکنید. از علی فاصله نگیرید و از ولایت و امامت او سرباز نزنید ؛ زیرا علی تنها کسی است که به حق راهبر خود عامل بدان است . او باطل را محو می نماید و شما را از آن بر کنار می دارد. او در راه خدا سرزنش سرزنش کنندگان را وقعی نمی نهد . او نخستین کسی است که به خدا و رسولش گرویده و کسی است که جان خود را در راه رسول خدا در طبق اخلاص نهاد ، و اول کسی است که همراه با رسول خدا ، پروردگار را عبادت نمود ، آنگاه که احدی از مردان غیر او ، با من خدا را عبادت نمی کرد .
ای مردم ! علی را بر دیگران برتری دهید ، پس به تحقیق که خدا او را برتری داده است . و او را به امامت قبول کنید ؛ زیرا خدا او را بدین مقام منصوب کرده است
ای مردم ! بدرستی که علی از طرف خدا بر شما امام است و هرگز خداوند توبه کسی را که ولایت او را انکار نماید قبول نخواهد کرد . و بر خدای متعال حتم است که با منکر ولایت او چنین معامله کند ؛ زیرا او امر خدا را درباره علی مخالفت کرده است . و لازم است او را عذاب نماید ، عذابی سخت و همیشگی که انتها نداشته باشد. پس بترسید از مخالفت حق ! که در این صورت وارد می شوید در آتشی که مایه و ماده آن مردم و سنگهای جهنم است که برای کفار مهیا گشته است (3) (قسمتی از خطبه غدیر که رسول گرامی اسلام (ص) در غدیر خم ایراد فرمود «کتاب قلمرو غدیر »)
« در حدیثی است که در روز غدیر ، پیغمبر (ص) در مورد علی (ع) فرمود : « من کنت مولاء فهذا علی مولا ء » مردی که احتمالاٌ از قبیله قریش بود و در کتاب و حدیث از او به نعمان به حارث سحری نام برده اند ( چون در آن زمان مساله پیری و جوانی و ریش سفیدی در میان اعراب فوق العاده مساله مهمی بوده ) پیش پیامبرآمده و عرض کرد : « یا رسول الله ، فرمودید شهادت به لااله الاالله دهید و غیر خدا را نپرستید قبول کردیم ، فرمودید به رسالت تو گواهی دهیم و نماز بخوانیم ، روزه بگیریم و زکات بدهیم ،همه اینها را قبول کردیم، حالا می فرماییداز این جوان پیروی کنیم ،آیا این را از جانب خودت می گویی یا به تو وحی شده است ؟ فرمود : به خدایی که جز او خدایی نیست ، این وحی الهی است ،، من از جانب خودم نمی گویم . وقتی این سخن را از رسول اکرم شنید ، فوری بلند شد و پیش خود گفت : « خدایا اگر چنین است دیگر نمی خواهم زنده باشم ، پس سنگی از آسمان بر سر من بفرست » (و طولی نکشید که حادثه ای پیش آمد و در آن حادثه سنگی بر او فرود آمد و از بین رفت .) (4) (تفسیر سوره معراج ، استاد مطهری ،ص10.)

منبع ۱ :کتاب اسرار آل محمد
نویسنده :سلیم ابن قیس هلالی
ناشر : الهادی