راز پیامبر و عایشه
راز پیامبر و عایشه
واقعه دیگری که در ضمن حج الوداع به وقوع پیوست و نقش موثری در فتنه های بعدی داشت ، در میان نهادن راز پیامبر با عایشه بود .
در حج الوداع پس از نزول آیات اول سوره عنکبوت بر رسول خدا ، حضرت به سرعت علی (ع) را به حضور طلبیدند ، درب حجره را بسته و آنچه جبرئیل بر ایشان نازل کرده بود به ایشان فرمودند و پیرامون اسرار نبوت و ودایع پیامبری و علوم و حکمت ها با ایشان گفتگو کردند ، این مصاحبت که برای همگان شگفت انگیز بود یک شبانه روز به طول انجامید .
عایشه بسیار کنجکاو بود که از ماجرا مطلع شود ، از این رو به پیامبر عرض کرد : « یا رسول الله ! خلوت کردن شما با پسر عموی گرامیتان به طول انجامید ، علت آن را بیان بفرمایید . حضرت (ص) فرمود : این مطلب از اسرار آسمانی بوده است و ربطی به تو ندارد . » اما عایشه دست بردار نبود و چندین بار درخواست خود را مطرح ساخت . پیامبر فرمود : « من این راز را به تو می گویم ولی به دو شرط : اول اینکه عهد کنی در خصوص این موضوع مطیع و فرمانبردار باشی . دوم اینکه ،این مطلب را با احدی در میان نگذاری تا خود اعلام عمومی کنم ، و بدان اگر این مطلب را با کسی در میان بگذاری ، مورد نفرت و انزجار من قرار خواهی داشت. »
عایشه شدیدا سوگند یاد کرد که به شروط وفادار بماند . رسول الله هم جریان خلافت علی (ع) را – بر حسب فرمان خدا – با او درمیان نهاد . عایشه بلافاصله مساله را به همسر دیگر رسول خدا (ص) یعنی حفصه دختر عمر ، منتقل کرد و او نیز به پدرش گفت ، و بدین ترتیب در فاصله کوتاهی جمعی کثیر این راز را شنیدند. در این زمان آنان که خوابهای طلایی برای دوران پس از رحلت رسول خدا می دیدند ، احساس نگرانی کرده و از آن زمان به فکر چاره جویی افتادند و همان افراد شبانه در خانه خدا صحیفه ملعونه را نوشته و امضا کردند . (1) (تلخیص از کتاب زهرا مولود وحی ، ص 166 . )