ستیز هدفمند با روحانیت شیعه
روحانیت و مرجعیت تشیع در طول تاریخ همواره از جایگاه رفیعی بر خوردار بوده است . این جایگاه از مطامع دنیوی تهی بوده و به پشتوانه ای معنوی و دینی تکیه داشته است .به همین جهت روحانیت خود را :
-دارای مسئولیت الهی در راه حفظ قرآن کریم ، عمل و ترویج احکاتم شریعت می دانسته .
-دفاع از مردم را در برابر تهاجمات استقلال ستیز ، غارت منافع ملی و فرهنگ سوزی ، ماموریت دینی بر شمرده و به آن اقدام می کرده است .
- پاسداری فرهنگی در دایره تمدن اسلامی را از یک سوی پایه و مایه حیات ملی دیده ، و از دیگر سوی ریشه و انگیزه پیروزی های ملت در مصاف با سلطه گران و متجاوزان میدانسته و...
در این راستا هم خود کامگی های داخلی مورد اعتراض و مخالفت روحاینت واقع می شده ، و هم سلطه گری های بیگانگان را بر نتافته است .
با چنین سیر حرکتی ، دور از انتظار نیست که دشمنان استقلال و منافع کشور ایران و دیگر سرزمین های اسلامی ، ستیز با روحانیت را دنبال کنند . این ستیز برخاسته از یک نگرش سطحی و مقطعی نبوده ، بلکه با مطالعه تجربیات تاریخی و مستمر است . بنابراین ستیز با روحانیت به گونه ای عمیق «هدفمند» تعقیب می شود .
نگاهی بر این باور است که کیش مسیحی در چارچوب خواست های عصر روشنگری ، شعارهای انقلابی و سوداگریی و سوداگری سرمایه داری بورژوازی غرب ، کارساز بود و استعمارگران برای استثمار و استعمار دیگر ملت ها به تبلیغ آن می پرداختند ولی روحانین ایران در قبال آن واکنش نشان می دادند.(*)نخستین رویارویی اندیشه گران ایران با غرب ص481
در این نگاه ریشه روحانیت ستیزی به «هدف های استعماری و استثماری» باز می گردد و بیشینه ای با طول چند قرن دارد . هرگاه حکام داخلی از استقلال بیشتری بهره مند بوده اند ، ستیز با روحانیت در ایران اسلامی کاربد ضعیف داشته است . به مرور وابستگی دولتمردان به بیگانگان افزایش یافته ، و از دورانی که روشنفکری در امور سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ظهور و نفوذ یافته ، روحانیت ستیزی ، شتاب و گستره شگفت آوری پیدا کرده است . در این روند پر شتاب ایادی داخلی ، ماموریت بیگانگان را به اجرا در آورده اند . همین عامل در بسیاری از مقاطع سبب پنهان ماندن «نقش عاملان اصلی و خارجی» گردیده است و ستیزه گری ها با چهره ای طبیعی و متاثر از عوامل داخلی مطرح شده است
در گذشته های دور ، دوران صفویه است که گام های نخستین و آرام استعمارگران به ایران گذارده می شود . راهبرد های سیاسی –نظامی استعمارگران این عصر ، همراه با فعالیت های دین ستیزانه بوده است .
انجمن مسیح در اصفهان فعالیت می کرد ، و کودکان مسلمان را پس از مرگ غسل تعمید میداد . تعداد این کودکان به 40000 نفر می رسید . (*)نخستین رویارویی اندیشه گران ایران با غرب ص485
شبهه آفرینی ، تردید افکنی ، رواج پرسش هایی پیرامون اصول و احکام دین ، راهکارهای دیگر در این زمینه به شمار می رود. در تمامی این موارد بیداری روحانیت تشیع موضع گیری های آنان را ثمر داده است . ذکر این نکته خالی از اهمیت نیست که «مذهب تشیع » در دوران صفویه رسمیت یافت ، و در این عصر به ترویج و نشر آن پرداخته است . بنابراین تهاجم فرهنگی علیه دین اسلام و مذهب تشیع از سوی مسیحیان و مامورین استعمار را نمی توان غرضمند ندید .
پروتکل یهود در برنامه کاربردی غرب در راستای استیلای کامل بر جهان ، اعلان می کند : « مدت ها کوشیده ایم روحانیون غیر یهود را بی اعتبار ساخته ، و به این وسیله ماموریت تبلیغی آنها را که می توانند در حال حاضر به طور قابل ملاحظه ای مزاحم ما شوند ، خنثی کنیم در نتیجه نفوذ آنها بر مردم هر روز کاهش می یابد .»(*)پژوه صهنونیست ص46
در پیش در آمد های مشروطه غائله مسیو نوز بلژیکی ، جای تامل دارد .او از سه نفر استخدام شدگان دولت ایران برای اداره امور گمرکی زمان قاجار بود .نوز در برخورد با مسلمین بسیار اهانت آمیز رفتار می کرد، و تبعیض های آشکاری میان بازرگانان مسلمان و مسیحی قائل می شد . او در محرم سال 1323قمری ، در یک مجلس رقص ، با لباس روحانیت ظاهر شد . از این مجلس عکس های یادگاری بسیاری تهیه شد ، یکی از آنها در میان مردم پخش گردید ، و هیجانات بزرگی ایجاد کرد . (*)تاریخ تحولات سیاسی ایران ص242
خروش یکپارچه مردم به عملکرد اهانت آمیز نوز پاسخ به سنجش انگلستان از احساسات و ارزش های مذهبی ایرانیان بوده است . با این وجود راهی که با ماجرای نوز آغاز شد ، بعد ها به وسیله ماموران داخلی و با استفاده از ابزارها و شیوه های مختلف ادامه یافت ...
منبع :" روحانیت ستیزی در تاریخ معاصر ایران " فاطمه رجبی